مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

345

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

گروهى ديگر برآنند كه خداى هيچ كس را موكل بر قبض روح خلايق نكرده است و ليكن هنگامى كه جسم انسان بپژمرد و اندامهاى آن ناتوان شود ، روح آن را ترك مىكند ، پس آنگاه ، روان نيكان به همان جا مىرود كه از آنجا آمده است و روان بدان به تاريكناى زمين مىرود . گويند : هم بدان گونه كه وارد شدن ارواح به تن بىمداخلهء كسى بوده است ، پس چون تن از پذيرش قواى نفس سر باز زند بىآنكه كسى آنها را خارج كند ، خود ، خارج مىشوند . بسيارى از يهود برآنند كه روان صديقان و صالحان را ، چون از تن برآيد ، در هميانى نهند و بگذارند تا به روز قيامت . و روان عاصيان و بدكاران ، چون از تن برآيد ، در تاريكناى زمين بماند ، تا روز رستاخيز . و استدلال ايشان به گفتهء سليمان بن داود است در كتابش كه « نگاه دارش تا باز گردد تن‌ها به خاك و روانها به پروردگارى كه آن روانها را بخشيده است . » و در همين كتاب گويد : « هر كس از شما داناست ، داند كه روان فرزندان آدمى به هوا و بلندى صعود مىكند و روان آنان كه به جنبندگان همانندند ، به فروتر جاى زمين نازل مىشود . » و به سخن ابيغايل نبيّه ، كه در كتاب شمويل آمده است ، استدلال كرده‌اند ، آنجا كه به داود مىگويد : « روان سرور من داود در هميانى است و روان دشمنان او را به فلاخن كنند و پرتاب كنند . » و بعضى از ايشان برآنند كه روح ، از چيزهايى است كه در آغاز آفريده شده است . و از بعضى از علماى امّت روايت شديم كه نخست آفريده روح است . و روايت شده‌ايم كه آفرينش روانها به چهار هزار سال پيش از آفرينش تن‌ها بوده است . و خداى داناتر است . و در روايت عكرمه از ابن عباس ( رض ) از پيامبر ( ص ) آمده است كه گفت : خصومت باقى خواهد بود تا آنگاه كه در روز رستاخيز ، تن و روان ، جنگ و داورى كنند . پس روان گويد : پروردگارا ، من به مانند بادى بودم اگر تن نبود و تن گويد : پروردگارا ! من به مانند شاخه‌اى خشك و افتاده بودم اگر روان نبود . پس داستان آن نابينا و شل [ 1 ] در حق ايشان گفته خواهد شد . در ياد كرد مقالات ديگر امّتها دربارهء تن و جان عرب را عقيده آن بوده است كه روان مرده از گورش به در مىآيد و به « هامه » اى

--> [ 1 ] منظور داستان كور و شلى است كه كور آن شل را به دوش گرفت و به دزدى رفتند .